چشم‌انداز ایران فردا

چشم‌انداز ایران فردا

محسن رضایی در تازه‌ترین کتاب خود با عنوان «چشم‌انداز ایران فردا»، به مبانی نظری چشم‌انداز بیست ساله جمهوری اسلامی پرداخته است. در فصلی از این کتاب با عنوان «تحقق چشم‌انداز»، راهکارهای آن مورد بررسی قرار گرفته است.

تحقق چشم‌انداز
در سالیان اخیر، تحول اساسی، در برنامه‌ریزی‌های کلان در عرصه‌های ملی و سازمانی مبتنی بر «چشم‌انداز» به چشم‌ می‌خورد که این تحول عظیم در برنامه‌ریزی‌های بلند مدت، مسئولان ارشد نظام را بر این امر واداشت تا با تدوین «سند چشم‌انداز» تصویری مطلوب و قابل دستیابی فراروی نظام قرار دهند.

در ابتدای این مقاله «چالش‌های استراتژیک» که به علت‌یابی چالش‌های نظام پرداخته و «گرایش‌ها» که دربردارنده گرایشات مسئولان ارشد در دوره‌های قبل می‌باشد، بیان شده و در ادامه، «پیشینه» و «ساختار» و در آخر نیز «ویژگی‌ها» و «راه‌های تحقق» چشم‌انداز بیان می‌گردد.

چالش‌های استراتژیک
یکی از ارکان سازنده چشم‌انداز، «چالش»ها می‌باشد. در طول ۲۵ سال اخیر، این چالش‌های استراتژیک تا حدی مورد توجه مسئولان عالی نظام بوده‌اند؛ اما در پانزده سال گذشته، به برخی از این چالش‌ها التفات بیشتری نموده و برخی دیگر مورد غفلت واقع شده‌اند. پرداختن به چالش‌های استراتژیک از آن نظر حایز اهمیت است که این چالش‌ها همانند چتری بر فضای تصمیم‌گیری‌های کلان نظام سایه افکنده و تمام تصمیمات کلان و خرد حکومت را به صورت مستقیم و غیرمستقیم تحت تأثیر قرار می‌دهند.

به علت تعامل فرد و جامعه با این چالش‌ها، شناخت صحیح آنها، علاوه بر کمک به فرد در تحلیل محیطی، در تصمیم‌گیری‌های مهم نیز به او یاری می‌رساند. این مدل، نه تنها برای نخبگان جامعه مفید است، بلکه برای مدیران ارشد و سیاسیون جامعه مفیدتر خواهد بود؛ زیرا پویایی، واقع‌نمایی و جامع‌نگری از خصوصیات مهم این مدل می‌باشد؛ و این بدان علت است که چالش‌های استراتژیک بیان‌شده، در حال حاضر نیز به صورت واقعی و فعال وجود داشته و فرد در فضایی تصمیم‌گیری می‌نماید که بی‌توجهی به هر یک از چالش‌های فوق سبب نقصان در تصمیم‌گیری وی خواهد شد.

همان‌گونه که در شکل زیر مشاهده می‌شود، «چالش‌های استراتژیک جمهوری اسلامی» از شش چالش استراتژیک تشکیل یافته است که ویژگی مشترک همه آنها، وجود دو نیروی فعال و پویا در جهت‌های مخالف یکدیگر در هر یک از آنها است که یکی بازدارنده و دیگری پیش‌برنده می‌باشد و بسته به قدرت هر یک از دو نیرو چالش‌های فوق به سویی مشخص هدایت می‌شوند. این مدل با رهیافتی کلان‌نگر و تاریخ‌محور، چالش‌های جمهوری اسلامی را ریشه‌یابی نموده و علل اصلی چالش‌ها را این شش چالش (توسعه، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، جهانی‌شدن و هژمونی) تشخیص داده است.
چالش‌های استراتژیک جمهوری اسلامی

جهت آشنایی بیشتر با مدل، برخی از خصوصیات و کارکردهای مدل «چالش‌های استراتژیک جمهوری اسلامی» بیان می‌گردد:

ریشه‌یابی تحولات
اگر با نگاهی دقیق و تحلیلی به اتفاقات و تحولات دو دهه اخیر نگریسته شود، علل اصلی این تحولات را می‌توان مرتبط با شش چالش کلان ذکر شده در این مدل دانست و یا به تعبیر دیگر نظام جمهوری اسلامی ایران در هر دوره‌ای به نوعی با این چالش‌های استراتژیک مواجه شده است. به‌ عنوان مثال عدالت، آزادی، توسعه و… همگی در درون چالش توسعه نهفته می‌باشند.

چارچوب تحلیلی کلان‌نگر
این مدل، با مبنا قراردادن شش چالش استراتژیک، چارچوبی ساده جهت تحلیل کلان روندهای گذشته نظام در اختیار تحلیل‌گران قرار می‌دهد. چرا که در هر دوره‌ای از تاریخ گذشته جمهوری اسلامی، بعضی از این چالش‌ها بیشتر مورد توجه قرار گرفته و برخی دیگر مورد غفلت واقع شده است و به همین دلیل مشکلات و مسائلی را برای جمهوری اسلامی فراهم آورده است.

مدیریت تحولات جامعه
این مدل‌ به جای پرداختن به مسائل و مشکلات سطحی جامعه، با نگاهی عمیق، به علت‌ها توجه می‌نماید و برای درمان مشکلات به سراغ علل اصلی می‌رود؛ به همین دلیل از سطحی‌نگری پرهیز می‌شود. بنابر این، با توجه به چالش‌ها‏ی بنیادین جامعه و تحلیل پویا بر آنها، می‌توان علاوه بر تحلیل گذشته، نسبت به حال و آینده نیز تحلیل مناسبی داشت و به جای منفعل ساختن مدیریت در برابر تحولات، سعی می‌نماید در چارچوبی گذشته‌نگر و آینده محور، تحولات کنونی و آتی را تشخیص داده و برای آنها برنامه‌ریزی نماید.

برنامه‌ریزی هدف محور
این مدل به جای انفعال در برابر حوادث، با امکان پیش‌بینی آینده، سعی می‌نماید تا متناسب با هدف خود، بر تحولات جامعه مدیریت نموده و با حداکثر استفاده از فرصت‌ها و نقاط قوت، بر تهدیدات و نقاط ضعف چیره گردد.
در مدل چالش‌های استراتژیک نظام، چالش‌های نظام ریشه‌یابی شده و علل اصلی آنها، این شش چالش (توسعه، جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی، هژمونی و جهانی‌شدن) تشخیص داده شده است. بنابر این، مناسب خواهد بود تا با طرح و تبیین این شش چالش، زمینه‌ای برای تحلیل مسائل کلان کشور پدید آید.

ـ در چالش توسعه با وجود آنکه نخبگان و جامعه خواهان توسعه مادی و معنوی این سرزمین از وجوه مختلف می‌باشند ولی موانع ذهنی و عینی زیادی طی صد سال اخیر مانع آن شده است.

ـ چالش انقلاب شامل سه جریان سیاسی، ‌اجتماعی و فرهنگی است که یکی خواهان تداوم انقلاب اسلامی و پیرایه‌زدایی آن از انحراف و دیگری درصدد توقف انقلاب و گروه سوم درصدد به انحراف کشاندن آن می‌باشد.

ـ چالش جمهوری اسلامی نیز رقابت بین دو نیروی خواهان بقای نظام و خواهان براندازی نظام می‌باشد.

ـ در چالش بیداری اسلامی نیز گروهی خواستار بسط بیداری اسلامی در جهان اسلام و آگاه‌سازی جهان اسلام از توانمندی‌های خویش بوده و گروه دیگر سعی در انحراف آن دارند.

ـ در چالش هژمونی عده‌ای قائل به سلطه آمریکا بر منطقه بوده و گروهی قائل به اداره منطقه توسط کشورهای منطقه و محوریت ایران می‌باشند تا با همگرایی منطقه‌ای سبب ثبات و توسعه خویش و منطقه گردند.

ـ در آخر نیز چالش جهانی‌شدن است که در آن یک جریان علاوه بر پذیرش جهانی‌شدن، قائل به نقش‌آفرینی فعال در جهانی‌شدن و کم کردن تلفات و آسیب‌های جهانی‌سازی از نوع سلطه‌گرایانه است؛ اما جریان دیگر به مواجهه مستقیم با جهانی‌سازی می‌پردازد.

گرایش‌ها
لزوم مطرح کردن گرایش‌ها‏، از آن جهت حایز اهمیت است که «اگر چه ایران با شش چالش عمده و اساسی مواجه است، ولی برنامه‌ریزان و حاکمان ایران، طی صد سال اخیر، به دلیل نوع گرایش‌های‏ متفاوتی که داشته‌اند، در انتخاب چالش‌های اساسی، کمتر تمامی چالش‌های اساسی را در برنامه‌ریزی‌های خود دخیل کرده‌اند. در حقیقت، برخی از حقایق مسلم جامعه خود را نادیده گرفته و آنها را در تعیین الگوی برنامه‌ریزی و چشم‌انداز دخالت نداده‌اند. به طور خلاصه، گرایش‌ها‏ و جریانات مهم در جمهوری اسلامی را می‌توان در چهار گرایش غربی، اسلامی- غربی، محافظه‌کارانه و گرایش انقلابی بیان نمود که توضیح آنها در ذیل می‌آید:

گرایش غربی
علت نام‌گذاری این گرایش به گرایش «غربی» قایل بودن تئوریسین‌ها و مجریان این گرایش به الگوبرداری از غرب در حوزه‌های مختلف و توجه کمتر به الگوهای بومی می‌باشد. این گرایش از برایند سه چالش «توسعه»، «هژمونی» و «جهانی‌شدن» حاصل می‌گردد. در حقیقت، اکثر روشنفکران غرب‌گرا، چنین نسخه‌ای را برای ترقی و توسعه ایران تجویز می‌نمایند؛ چرا که تنها مدل و بهترین الگو، همان مدینه‌فاضله غرب می‌باشد. این گرایش معتقد به ایرانی مدرن است. دو گروه از روشنفکران که غالباً از تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها می‌باشند، به گرایش غربی و چشم‌انداز ایران مدرن معتقدند. گروه لیبرال، در کنار مدرن بودن، آزادی‌ها را نیز مطالبه می‌کند ولی گروه تکنوکرات، برای رسیدن به ایران مدرن، حتی با چهره‌هایی مانند رضاشاه کنار می‌آید. مشکل این گروه در رسیدن به ایرانی مدرن، بیشتر از آن که داخلی باشد، مشکلی خارجی است؛ چرا که نظام سلطه، چه انگلیس و چه آمریکا، با ایرانی پیشرفته در منطقه مخالف است؛ لذا حامیان این نظریه، همیشه با درهای بسته«مادر» مواجه هستند و این امر، خلاف ژاپن و کره است که با همین گرایش، توانستند پیشرفت قابل توجهی داشته باشند.

گرایش اسلامی ـ غربی
گرایش اسلامی ـ غربی گرایشی نه کاملاً اسلامی و نه کاملاً غربی است، بلکه حد واسطی بین گرایش انقلابی و غربی می‌باشد. وجه تمایز این گرایش با گرایش غربی، حساس بودن آن نسبت به بقای جمهوری اسلامی و پرداخت هزینه از نظام برای بیداری اسلامی است.
این دیدگاه به چهار چالش استراتژیک «هژمونی آمریکا»، «جهانی‌شدن»، «توسعه» و«بقای جمهوری اسلامی» می‌پردازد.

گرایش محافظه‌کارانه
در این گرایش، چالش‌های اصلی نظام و جامعه ایران، «جمهوری اسلامی»، «بیداری اسلامی» و «توسعه» می‌باشند و سه چالش دیگر یعنی، «انقلاب اسلامی»، «جهانی‌شدن» و «هژمونی» نادیده گرفته شده است. برایند این گرایش از چالش‌های فوق، عمدتاً بر حفظ حکومت در تقدم اول و تلاش برای رشد اقتصادی در تقدم بعدی بوده است. بزرگترین مشکل این گرایش، در وحله نخست، عدم اعتقاد به تداوم انقلاب در حوزه‌های فتح نشده‌ای چون فرهنگ و اقتصاد بوده است و به دنبال آن عدم برنامه‌ریزی برای موضوع جهانی‌سازی و هژمونی است که این گرایش را از ارایه مدل و الگویی روشن و صریح برای اداره کشور و به خصوص در توسعه اقتصادی و اجتماعی بازداشته است.

گرایش انقلابی
در این نگرش، هر شش چالش استراتژیک مورد توجه قرار می‌گیرد؛ یعنی با مدیریت بر چالش‌ها ، سعی می‌شود چالش‌ها ی «هژمونی آمریکا»، «بیداری اسلامی»، «جمهوری اسلامی»، «انقلاب اسلامی»، «توسعه» و «جهانی‌شدن» به گونه‌ای هدایت شوند تا سبب تقویت یکدیگر گردند. در واقع گرایش«انقلابی»، با نگاهی جامع نسبت به این چالش‌ها، سعی می‌کند برای هر یک از چالش‌ها راهکار مناسبی اتخاذ نماید.

بعد از معرفی اجمالی چالش‌ها و گرایش‌ها «پیشینه» و «ساختار» چشم‌انداز بیان می‌گردد:

پیشینه چشم‌انداز
چشم‌انداز، عمری بیش از یک دهه در مباحث مدیریت دارد و طرح آن به‌ عنوان چشم‌انداز ملی و منطقه‌ای نیز به دهه نود میلادی باز می‌گردد. آنچه در این بخش مطرح می‌شود، پیشینه چشم‌انداز در ایران است. با نگرشی تاریخی، این نکته مشخص خواهد شد که چشم‌انداز مفهومی نیست که امروز ابداع و خلق شده باشد، بلکه در دوره‌های پیشین نظام نیز چشم‌اندازهای مختلفی مطرح بوده است؛ البته این چشم‌اندازها به صورت سند ملی ۱۴۰۴ شفاف و کارشناسی شده نبوده‌اند، بلکه هر یک در حوزه‌ای مطرح شده و در همان حوزه با موفقیت‌هایی روبرو بوده است.
لزوم طرح پیشینه چشم‌انداز در ایران از آن رو می‌باشد که با نگاهی نقادانه به چشم‌اندازهای قبلی علل عدم تحقق آنها در برخی موارد روشن شود تا در چشم‌اندازهای آینده، این نقایص رفع و چشم‌اندازی شفاف و جامع تدوین شود. با نگرشی تاریخی می‌توان چشم‌اندازهای پیشین را به دو رویه «ملی» و «حکومتی» تقسیم نمود. مبنای این تقسیم‌بندی بر اساس نحوه تحقق و میزان مشارکت مردم می‌باشد که در ذیل به توضیح آنها پرداخته می‌شود:
الف) رویه‌های ملی:
رویه‌های ملی، جریانات عظیم و خودجوشی هستند که از سوی مردم به حاکمیت منتقل می‌شوند و از آن می‌توان به «مطالبات ملی» نیز یاد نمود. در این رویه، میان مسئولین و مردم، هماهنگی و هم‌دلی بالایی وجود دارد و نخبگان جامعه نیز به‌عنوان حلقه«انقلاب اسلامی» و «دفاع مقدس»، دو نمونه عینی و قابل دسترسی از چشم‌اندازهای قبلی جمهوری اسلامی می‌باشند که هر یک ویژگی‌های خاص خود را دارند:

چشم‌انداز انقلاب‌اسلامی؛ استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی را شامل می‌شد و بیشتر به مفهوم انقلاب سیاسی بود و خواستار دگرگونی وضعیت موجود از یک سیستم شاهنشاهی وابسته و مستبد به یک وضعیت مطلوب، آزاد و مستقل، دارای مردم‌سالاری و جمهوری اسلامی بود.

چشم‌انداز دوران جنگ؛ آزادی سرزمین‌های اشغال‌شده و تنبیه صدام بود. برای مردم، اهمیت وطن، نقش به‌سزایی داشته و تجزیه کشور قابل تحمل نبود؛ در نتیجه، وحدت ملی میان اقشار مختلف اجتماع شکل گرفت. مردم و مسئولین، شرایط را به‌خوبی درک کرده و سعی می‌نمودند برای حل مشکلات جامعه گام‌های مؤثری بردارند. در این زمان، مسأله حیاتی، بیرون راندن دشمن از کشور و «تثبیت نظام» بود.

ب) رویه‌های حکومتی:
رویه‌های حکومتی، رویه‌هایی هستند که از سوی سیاست‌مداران طراحی شده و به مردم منتقل می‌گردد. تفاوت چشم‌اندازهای حکومتی و ملی، در آن است که چشم‌اندازهای ملی، فرایندی از پایین به بالا دارند؛ در حالی‌که چشم‌اندازهای حکومتی، فرایندی از بالا به پایین دارند.از مصادیق این رویه‌های حکومتی می‌توان به ایران ۱۴۰۰، برنامه‌های توسعه اقتصادی اول، دوم و سوم اشاره نمود. حدود ۵ سال پیش، مقام معظم رهبری در جلسه‌ای، وجود «حلقه مفقوده‌ای» را در برنامه‌ریزی کلان برای مسئولان ارشد نظام یادآور شدند و نیز فرمودند باید این حلقه مفقوده به تمام برنامه‌ها جهت دهد. بعد از این جلسه، «تدوین چشم‌انداز» به مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ شد. دبیرخانه و کمیسیون‌های مجمع، با تلاش فراوان، چشم‌انداز اولیه را نوشته و به دنبال تصویب در مجمع تشخیص مصلحت نظام به رهبری ارایه کردند. ایشان نیز پس از اصلاحاتی آن را مجدداً به مجمع ارجاع دادند و بعد از تصویب نهایی در مجمع تشخیص مصلحت نظام، از سوی مقام معظم رهبری به قوای سه‌گانه، سازمان‌ها و نهادهای مختلف ابلاغ شد. سند چشم‌انداز ۱۴۰۴ که از امسال برای ۲۰ سال آینده به اجرا درخواهد آمد، مورد توافق تمام قواست؛ زیرا برخلاف سندهای قبلی که بر روی آنها کارهای کارشناسی دقیقی انجام نشده بود، بر روی سند چشم‌انداز ایران ۱۴۰۴ به مدت ۵ سال مطالعات کارشناسی انجام شده است.
ساختار چشم‌انداز:

همان‌طور که در شکل فوق مشاهده می‌گردد، چشم‌انداز از ترکیب چهار رکن ذیل به دست می‌آید:
ـ «نظریات علمی» و فرضیات ناشی از آن.
ـ «آرمان‌ها»‏ و «ارزش‌های».
ـ «تجارب برنامه‌ریزی» در سازمان‌ها و کشورهای مختلف.
ـ بررسی محیط‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی و «چالش‌های» فراروی جامعه ایران.

ویژگی‌های چشم‌انداز
چشم‌انداز دارای ویژگی‌های متعددی است که در ذیل به برخی از مهم‌ترین آنها اشاره می‌شود:
الف) خلق آینده
چشم‌انداز، ایجاد چالشی ارادی و هدفمند است که نظام برای تغییر مسیر جاری به سوی مسیر مطلوب انجام می‌دهد. این چالش، فراگیر و گسترده است، به طوری‌که تمام آحاد جامعه را در بر می‌گیرد. به تعبیر دیگر، چشم‌انداز، چالشی است جهت «تغییر همگانی» به سوی هدف مطلوب.
بنابر این، چشم‌انداز، خلق آینده‌ای است که به صورت نظام‌مند و هدفمند، برای ملتی آینده‌ساز طراحی گردیده است که به دلیل وجود فاصله میان وضعیت فعلی و مطلوب، حاکمیت ناگزیر از مجموعه تغییراتی هدفمند در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و… خواهد بود.

ب) راهنمای چالش‌های رشددهنده
چشم‌انداز به دلیل جهت‌دهنده بودن، از اصطکاک‌های فرعی جلوگیری کرده و توان اصلی را در صحنه چالش‌های اصلی (رشددهنده) مدیریت می‌کند. چشم‌انداز، یک راهنمای مدیریت بر چالش‌هاست؛ چرا که اولاً از چالش‌های فرعی جلوگیری می‌کند و ثانیاً توان ملی را در چالش‌های اصلی متمرکز می‌نماید.
بنابر این، چشم‌انداز، ظاهری تهاجمی و دارای درونی تدافعی است؛ بیشتر شبیه یک انقلاب است که با ایجاد چالشی علیه وضعیت فعلی، تغییر و تحول در ساختارهای فرهنگی و اقتصادی را خواستار می‌شود.

ج) ایجادکننده وفاق ملی
چشم‌انداز صحیح، ایده‌ای است که آن‌چنان تولید انرژی می‌کند که با به کارگیری استعدادها و توان ملی، حرکت به سوی آینده مطلوب به طور جهشی آغاز می‌شود. به‌عنوان مثال، می‌توان به انقلاب و جنگ تحمیلی اشاره کرد. ملت ایران در انقلاب و جنگ تحمیلی، چشم‌‏اندازی از آینده داشت؛ زیرا در بحبوحه انقلاب، هرگاه از هدف آحاد جامعه سؤال می‌شد، پاسخ مناسب و واحدی شنیده می‌شد. همچنین در دوران جنگ نیز همگان خواهان آزادسازی سرزمین‌‏های اشغالی ایران و بیمه کردن آینده امنیتی کشور بودند.

د) جامع و تحول‌گرا
چشم‌انداز، باید از جهات مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، دارای جامعیت بوده و در تدوین آن، نظرات نخبگان حوزه‌های مختلف را دخیل نمود تا به صورت دغدغه مشترک آحاد جامعه درآید. با توجه به افق دوردست، چشم‌انداز در جهت اصلاح و تحول ساختارهای ناکارآمد تلاش می‌نماید. همچنین با آینده‌نگری، به طور مداوم و پویا در حال پیرایه‌زدایی از خود می‌باشد. بنابر این، پاسخگوی مؤلفه‌های قوت و فرصت از یک طرف و رافع نقاط ضعف و تهدید با توجه به استراتژی‌های تعیین شده می‌باشد.

ه) برخاسته از نیازهای اصیل جامعه
چشم انداز باید از نیازهای اصیل جامعه سرچشمه گرفته باشد تا در اثر گذشت زمان، کهنگی نپذیرد و فراموش نشود. در حقیقت، چشم‌انداز پاسخ مناسبی جهت مطالبات ملی خواهد بود. به دلیل وجود دیدگاه کلان‌نگر به مسائل در تدوین چشم‌انداز، سعی شده تا به علل اصلی مشکلات جامعه توجه شود.

و) قابل دستیابی، در یک افق زمانی معین
چشم‌انداز باید قابلیت تحقق در زمان مشخص شده را دارا بوده و برای ارزیابی، کمیت‌پذیر باشد. در واقع، چشم‌انداز در آن واحد بر دو مفهوم واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی تأکید می‌ورزد که برایند این دو مفهوم همان «واقع‌بینی» می‌باشد؛ یعنی با نیم‌نگاهی به اهداف و نیم‌نگاهی به موانع، مسیر دستیابی به چشم‌انداز طی می‌شود.

ز) ازدیاد شتاب توسعه
چشم‌انداز با تشخیص انحرافات جامعه در عرصه‌های گوناگون و تطبیق آن با راستای مطلوب، منجر به ازدیاد شتاب توسعه می‌گردد.
چشم‌انداز با تحلیل از شرایط محیطی و ارایه آینده مطلوب، تغییرات لازم در عرصه‌های مختلف را بیان می‌نماید تا مسیر رشد و توسعه کشور در زمان کوتاه‌تری انجام گیرد.

تحقق چشم‌انداز
هرم اجتماعی در تحقق چشم‌انداز اهمیت به‌سزایی دارد؛ چرا که اگر به رابطه صحیح اجزای این هرم توجه نشود، نباید امیدی به تحقق چشم‌انداز داشت و این برنامه مانند بسیاری از برنامه‌های دیگر، در حد حرف و برنامه‌ریزی باقی خواهد ماند و قابلیت اجرا پیدا نخواهد کرد. ساختار این هرم در شکل زیر مشاهده می‌شود.
حکام و سیاست‌مداران باید قایل به مشارکت جدی و فراگیر نخبگان در طراحی برنامه‌ها باشند تا بتوانند کامل‌ترین برنامه را تهیه نموده و اجرا نمایند. این امر خود سبب جلوگیری از هدر رفتن منابع ملی می‌گردد و نخبگان در قبال جامعه خویش احساس مسئولیت بیشتری می‌کنند؛ چرا که نخبگان در سطح تصمیم‌سازی و سیاست‌مداران در سطح تصمیم‌گیری عمل می‌نمایند و لذا ارتباط صحیح بین این دو، باعث می‌گردد تصمیم‌های گرفته شده، از پشتوانه علمی و تئوریکی قوی برخوردار گردد.

همچنین ارتباط نخبگان با نخبگان میانی، ارتباطی مهم و کلیدی است؛ زیرا نخبگان، به دلیل عدم ارتباط مستقیم با مردم، از درک نیازهای اصلی آنها غافل مانده‌اند و ممکن است تجویز علمی نخبگان، مطابق با بیماری‌های جامعه نباشد، لذا نخبگان میانی، حلقه واسطی را بین نخبگان و مردم ایجاد خواهند کرد تا از یک سو بتوانند مشکلات جامعه را جهت تهیه راه‌حل به نخبگان ارایه نمایند و از سوی دیگر، سخنان نخبگان را به زبان مردم برای خود مردم بیان ‌نمایند.

نتیجه این هرم آن است که در یک تقسیم کار ملی، هر فردی متناسب با جایگاه خویش، قدمی مؤثر در تحقق چشم‌انداز بر می‌دارد؛ یعنی حکام و سیاست‌مداران در تدوین و اجرای برنامه‌ها و قوانین، باید توجهی کافی و وافی را به چشم‌انداز مبذول نمایند. همچنین، نخبگان به‌عنوان معماران و طراحان جامعه، باید طرح‌ها و برنامه‌های کاربردی متناسب با چشم‌انداز را ارایه نمایند و نخبگان میانی آنها را برای مردم که عاملین و مجریان اصلی چشم‌انداز هستند، به‌خوبی شفاف سازند.

اشتراک گذاری پست

درباره ی نویسنده

tst

مهندس احمدی-مشاور برنامه ریزی و سیستم ها-موسسه رزق حلال
این موسسه آمادگی هرگونه همکاری از ایده پردازی تا طراحی و ساخت محصولات صنعتی، شهری، فرهنگی-اجتماعی، سیستمی و … را دارد. بدین منظور می توانید با ما تماس حاصل فرمائید.
تلفن:09331188467 ایمیل: halaltec@live.com

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.