مدل سه هفت رشد و مدیریت نوین

اصطلاحاتی همچون تحول سازمانی، مدیریت تحول‌گرا، سبکهای رهبری نوین و و و در ادبیات مدیریت امروز به کلیدواژه‌های اساسی تبدیل شده‌اند. به چه سازمان‌هایی تحول یافته و پیشرو گفته می‌شود؟ چه سبک یا سبکهایی از مدیریت به صفت تحول‌گرائی متصف هستند؟ سبکهای نوین رهبری بر چه محوری می‌گردند؟
وجه مشترک پاسخ این سوال‌ها انسان است، انسان محور این تحولات است، انسان در نقش‌های مختلف منشأ تغییر است، چه در نقش مدیر، چه در نقش کارمند، چه در نقش کارگر و چه در نقش صاحب‌نظر و دانشمند، این انسان است که ماهیت و ذات سازمان را تشکیل می‌دهد و باعث حیات، بالندگی و حتی مرگ آن می‌شود.
آدریان لوی (Adrian levy) می‌گوید «کارکنان ارزشمندترین دارائی سازمان نیستند بلکه خود سازمانند و باقی چیزها دارائی هستند.»
بر همین اساس است که صاحب‌نظرات معتقدند یک سازمان موفق و تحول‌یافته، مجموعه‌ای است مرکب از انسان‌هائی با فرهنگ سازمانی، اندیشه و هدف مشترک که تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت قرار می‌دهند. (۱)
تحقیقات نشان می‌دهد، در دنیای به شدت رقابتی امروز، مزیتی که سازمان‌ها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند، نه به خاطر بکارگیری فناوری نو است این راز در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد و بلوغ نیروی انسانی سازمان نهفته است.
در سازمان‌های جدید، نیروی انسانی نه تنها برای انجام وظیفه‌ای که به عهده دارد بلکه برای بهبود کارکرد کل سازمان احساس مسئولیت می‌کند.
پرواضح است این بحثها به نیروی انسانی عادی اشاره ندارد بلکه به دنبال کارکنانی با ویژگی‌هائی معین است. ویژگی‌هایی که در واژه «توانمندی کارکنان» تا حدودی تعریف می‌شود.
از دیدگاه برخی محققین، توانمندسازی نیروی انسانی عبارت است از؛ ارتقاء توانائی نیروی انسانی در استفاده بیشتر از قوه تشخیص و تحلیل و داشتن بصیرت در انجام کارها و مشارکت کامل در تصمیم‌هایی که بر زندگی آن‌ها اثر می‌گذارد.
به عبارت دیگر توانمندسازی آزاد کردن نیروهای درونی افراد برای کسب دستاوردهای شگفت‌انگیز است. (۱)
روشن است که دستاوردهای بسیار ارزشمندی در انتظار سازمان‌های پیشرو و تحول‌گرای واجد نیروی انسانی توانمند است، دستاوردهایی همچون خلق ابتکارات جدید با استفاده بیشتر از منابع فکری، بهبود مستمر در سازمان، افزایش بهره‌وری، خودکنترلی، ارتقاء کیفیت تولیدات و غیره که همگی در سایه احساس تعلق، مشارکت و مسئولیت‌پذیری نیروی انسانی و تغییر طرز تلقی او از «اجبار» به «اختیار» قابل حصول است.
همچنین شکی نیست که موانعی همچون انتخاب سبک مدیریت نامناسب و نگرش منفی مدیران به کارکنان و عدم وجود اعتماد و اطمینان بین اعضا، بالندگی نیروی انسانی و موفقیت فرایند توانمندسازی کارکنان را با چالش روبرو خواهد کرد.
در دهه‌های اخیر تلاش برای دستیابی به نیروی انسانی بالغ و نقش رهبری در ایجاد چنین نگرش‌هایی در افراد از دغدغه‌ مهم محققین بسیاری بوده است.
از جمله این تئوری‌ها می‌توان به «نظریه‌های رشدیافتگی» آرجریس و «چهار سیستم» لیکرت اشاره کرد که جزء نظریات مشهور و مقبول‌العامه محسوب می‌شود.
به عنوان نمونه، تئوری رشد نیافتگی ـ رشد یافتگی (immaturity – maturity) گریس آرجریس (chris Argris) درباره رشد افراد در محیط کار و نقش آن در بهره‌وری سازمان توضیح می‌دهد. به زعم آرجریس برای اینکه یک فرد طی سالهای رشد خود به یک شخص پخته و بالغ تبدیل شود ۷ نوع تغییر در شخصیت او باید بوجود بیاید.
اول، فرد از یک حالت منفعل دوره طفولیت به یک حالت فعال در دوره رشد یافتگی تغییر کند.
دوم، فرد از حالت وابستگی دوران رشدنیافتگی و کودکی به استقلال نسبی برسد.
سوم، فرد رفتارهای خود را تنوع بخشد.
چهارم، از علائق سطحی دوران نابالغی به علائق عمیق‌تر دوران بلوغ منتقل شود.
پنجم، از چشم‌انداز محدود (حال را دیدن) به چشم‌انداز گسترده گذشته، حال و آینده گذر کند.
ششم، از تبعیت صرف در دوران طفولیت به رشد و بالندگی برسد.
هفتم، از ناخودآگاهی و عدم شناخت به خود که مربوط به دوران رشدنیافتگی است به دوران خودآگاهی و خودکنترلی که مختص دوران رشد یافتگی برسد.
این تغییرات بر یک پیوستار، از رشدنیافتگی (عدم بلوغ) به رشد یافتگی (بلوغ) تغییر می‌کند.(۲)

رشد یافتگی افراد رشد نیافتگی افراد

و یا نظریه دیگری که توسط رنسیس لیکرت (R.Likert) مطرح شده «پیوستار ۴ سیستم یا چهار سبک رهبری» است که این پیوستار انتخاب سبک‌های رهبری را با بلوغ کارکنان مرتبط می‌داند و متناسب با رشدیافتگی یا رشد نیافتگی افراد، سبک رهبری خاصی را تجویز می‌کند این پیوستار نیز چنین است.
سبک ۱: سبک رهبری آمرانه، برای افراد رشد نیافته که قابل اعتماد نیستند و صرفاً‌ با ابزارهای پاداش و تنبیه برانگیخته می‌شوند و نظارت بر آنها باید شدید باشد.
سبک ۲: سبک رهبری آمرانه دلسوزانه، برای افرادی با رشدیافتگی زیر متوسط که می‌توان به آنها اعتماد آمیخته با لطف و حمایت داشت و تفویض اختیار محدود همراه با نظارت نزدیک بر آنها را در نظر گرفت.
سبک ۳: سبک رهبری مشورتی، برای افرادی با رشدیافتگی بالای متوسط که تا حدود زیادی می‌توان به آنها اعتماد کرد و از نظرات و عقاید آنها استفاده نمود، به این افراد تا حد قابل قبولی می‌توان تفویض اختیار نمود.
سبک ۴: سبک رهبری مشارکتی، برای افراد بالغ و رشد یافته که می‌توان به آنها کاملاً اعتماد کرد و برای تصمیم‌گیری و اجرا، تفویض اختیار کامل نمود.(۳)

مشارکتی مشورتی آمرانه دلسوزانه آمرانه

البته تئوری‌های دیگری همچون تئوری رهبری وضعیتی هرسی و بلانچارد و یا نظریه چرخه زندگی فیدلر نیز پیوستارهای فوق را تائید می‌کنند.
اگر تعاریف و نظریه‌های فوق را حاصل تجربیات علمی و عملی جامعه جهانی بدانیم که پس از تلاش مستمر و آزمون و خطای مکرر و صرف سال‌ها تحقیق و تفحص میدانی بدست آمده است، خواهیم دانست که سازمانها همواره درصدد بهبود وضعیت فعلی خود بوده و به دنبال ایجاد ارزش افزوده بیشتر می‌باشند و نهایتاً با توجه به نقش ماهوی انسان در سازمانها، این ارزش افزوده را در ارتقاء و تعالی انسان جستجو می‌کنند. از این رو، امروزه مراکز آموزشی و تربیتی در جهان تلاش خود را بر این امر متمرکز می‌کنند که افراد را به گونه‌ای تربیت کنند تا وقتی وارد جامعه و سازمان می‌شوند از سطح رشدیافتگی قابل قبول برخوردار باشند.
در جهان امروز، از جمله شاخص‌های توسعه و پیشرفت، سطح سواد بالا و بلوغ و رشد روانی افراد جامعه تعریف شده و افتخار جوامع، استفاده از سبکهای مدیریتی مشاوره‌ای و مشارکتی یا همان سبکهای ۳ و ۴ لیکرت است و در این رهگذر سعی بر ارتقاء کارکنان رشد نیافته و یا اخراج کارکنان غیرقابل ارتقاء، از سیستم سازمانی می‌باشد.
به راستی کلید حل مشکل رشد نیافتگی انسانها چیست؟ آیا تنها راه حل، آموزش افراد رشد نیافته و اخراج افراد غیرقابل آموزش از سیستم کاری است، یا راه‌حل‌های دیگری هم برای پیشگیری وجود دارد، یقیناً راه‌حل‌های ریشه‌ای‌تر وجود دارد که می‌تواند مبتنی بر فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی، مشکل را از پایه حل کند. نگارنده پس از تحقیق و بررسی متون تربیتی بومی و بخصوص آموزه‌های دین متعالی و حیات‌بخش اسلام، الگوی زیر را برای پیشگیری از رشدنیافتگی پیشنهاد می‌نماید.

مدل سه هفت رشد:
این مدل که برگرفته از حدیث نبوی(ص) است یکی از این داشته‌هاست. براساس این حدیث، رسول گرامی اسلام(ص) برای آنکه افراد جامعه از رشدیافتگی و تعادل روانی و جسمی کافی برخورد باشند و بلوغ و آمادگی پذیرش مسئولیت‌های مهم اجتماعی را داشته باشند توصیه می‌فرماید: «فرزند خود را تا هفت سال آزاد بگذار تا بازی کند، و در هفت سال دوم به تربیت و تأدیب او بپرداز و در هفت سال سوم او را مشاور و همراه خود قرار ده (۴)
آنچه مسلم است اسلام دین فطرت و عدالت است، دینی است که با سرشت و خلقت انسان انطباق کامل دارد از این روست که برای تربیت و پرورش انسان بسیار پیش از تولد برنامه دارد، از نحوه انتخاب همسر، زمان ازدواج، زمان انعقاد نطفه، ایام بارداری و هنگام تولد، تا دوران کودکی، نوجوانی، جوانی و هنگام مرگ، به راهبری انسان از طریق استفاده از منابع دست اول مبتنی بر وحی همچون قرآن کریم و روایات معصومین(ع) می‌پردازد.
اسلام می‌خواهد انسان بالنده باشد، بالغ باشد، رشد یافته باشد، ‌مسئولیت‌‌پذیر باشد، خودکنترل باشد، مستقل، بصیر و جامع‌نگر باشد. بنابراین برای او به هیچ وجه سطوح پایین رشد (عدم بلوغ) را نمی‌پسندد و به مربیان انسان که در در جه اول والدین او هستند می‌آموزد که اگر می‌خواهید خصوصیات ذکر شده را در فرزند خود بیابید و با این ویژگی‌ها او را به جامعه تحویل دهید، وحی پیشنهاد ساده و در عین حال دقیقی را ارائه کرده است که با بکارگیری آن، جامعه‌ای متشکل از افراد بالغ و رشدیافته‌ خواهید داشت و به تبع آن مدیریت بر چنین جوامعی خود دارای ویژگی‌های برتر خواهد بود.
اسلام براساس آموزه‌های خود، افراد جامعه مختار خود را افرادی بالغ دانسته و به مدیران توصیه می‌کند «و شاورهم فی الامرا»(۵) یعنی در امور مشورت کنید و از سوئی می‌دانیم که شرایط افراد طرف مشورت، در فرمان حکومتی امام علی(ع) به مالک اشتر برشمرده شده است، شرایطی متناسب با تعادل روحی و بلوغ روانی، از قبیل عدم بخل، عدم ترس، عدم حرص و… (۶) و تاکید نموده است که (من شاور الرجال شارکها فی عقولها) یعنی آنکس که با دیگران مشورت نماید در اندیشه و عقل آنان شرکت نموده است (۶) پس اگر قرار باشد مشورت و شراکت در عقل و اندیشه دیگران یک ملاک جدی در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی باشد طبیعتاً لازم است طرف مشورتها دارای اندیشه سالم و تعادل روانی باشند که برای این منظور باید خانه را از پای بست درست بنیان نهاد.
پیامبر اکرم(ص) به عنوان یک انسان کامل، نسخه سه مرحله‌ای که هر مرحله آن هفت سال از عمر انسان را از بدو تولد شامل می‌شود برای انسان ارائه می‌کند، که طی آن فرد از ابتدای تولد تا ۲۱ سالگی یعنی هنگامی که به لحاظ تربیتی از محیط خانواده دور می‌شود، از نظر رشد جسمی و روانی به بلوغ نسبی برسد. مراحلی به هم پیوسته و مکمل، که براساس تغییرات روحی، جسمی و عقلی در فرایند چرخه زندگی او تنظیم شده است.
کمی با تأمل، این سه مرحله (سه هفت رشد) را مرور می‌کنیم:
۱٫ هفت سال اول زندگی یا دوره سیادت:
در این دوره کودک در حال آشنایی با محیط و دنیای اطراف خود است و ارتباط تعریف شده‌ای با آن ندارد و نیاز دارد آنرا بشناسد، حس کند و ارتباط برقرار کند، همه اینها از طریق‌ آزمون و خطا یا همان بازی محقق می‌شود.
بی‌ربط نیست که روانشناسان این دوره را «دوره حسی ـ حرکتی» نام گذاشته‌اند. در این دوره قدرت تشخیص و تصمیم‌گیری کودک در حداقل است و کاملاً به اطلاعات والدین وابسته است. پس طبق این دستور، در این دوره هفت ساله، کودک به ورود اطلاعات می‌پردازد و تاکید شده که در این دوره امر و نهی و دستور به کودک در حد صفر باشد و صرفاً شناخت مدنظر باشد. مثل یک رایانه نو که برای استفاده درست از آن لازم است قبل از دادن هر دستوری، اطلاعات لازم به حافظه آن منتقل شود، البته این بدان معنا نیست که کودک رها شود و به او اجازه کارهای مخاطره‌آمیز یا خلاف ادب داده شود، بلکه باید با همراهی و عدم فشار، فرایند شناخت را کامل کرد.
این دوره برای شکل‌گیری شخصیت بسیار مهم است.

۲٫ هفت سال دوم زندگی یا دوره اطاعت:
پس از دوره شناخت،‌لازم است کودک یک دوره عملی برای بکارگیری اطلاعات ذخیره شده بگذراند. در این دوره فرد به لحاظ روانی اطاعت‌پذیری فوق‌العاده‌ای دارد (بخصوص در سنین ۱۰ ـ ۷ سال) که والدین باید از این ویژگی برای آموزش و یادگیری عملی فرزند خود حداکثر استفاده را بنمایند و به سؤالات جستجوگرانه او پاسخ منطقی بدهند، چرا که پس از این سنین یعنی در سن ۱۴ ـ ۱۰ سالگی با توجه به تغییرات محسوس در تن و روان فرزند و رشد ذهنی و ادراکی، تمایل به گریز از سیطره والدین وعلاقه به ارتباط با همسن و سالان، باعث انتقال آموزش به بیرون از خانه می‌شود.
اینجاست که اهمیت گذراندن درست دوره اول یعنی شناخت خوبی‌ها و بدی‌ها و تشخیص سره‌ها از ناسره‌ها می‌تواند از درون فرزند را حمایت کند و از لغزش و تبعیت بی‌قید و شرط از دیگران محافظت نماید و باعث شود تا فرد در راه تعادل روانی ادامه مسیر دهد.
از این روست که حضرت محمد(ص) دوره هفت ساله دوم را سن پیروی و فرمانبرداری می‌داند و حضرت امام صادق(ع) نیز سفارش می‌فرماید که فرزند خود را در هفت سال دوم با آداب و روش‌های مفید و لازم تربیت کنید.

۳٫ هفت سال سوم زندگی یا دوره مشورت:
فرد پس از گذران دوره‌های شناختی و تمرین عملی که تناسب کامل با فطرت او دارد اکنون مرحله نوینی از فرایند رشد او آغاز می‌شود و آن مرحله تمرین تصمیم‌گیری است. این مرحله هم اگر در پیوستار رشد و بلوغ فرزند به درستی انجام شود از او یک انسان پخته و بالغ می‌سازد که آماده ورود به اجتماع و گرفتن مسئولیت و انجام کارهای مفید در جامعه است.
در یک دوره هفت ساله، والدین باید اجازه آزمون و خطا در حوزه تصمیم‌گیری به فرزند خود بدهند، تا در محیطی امن و تحت حمایت امین‌ترین و دلسوزترین مربیان یعنی والدین، به تمرین بپردازد. در این مرحله سفارش شده که والدین در کارهای عمومی خانواده و تصمیم‌گیری‌های جاری، نظر فرزند را به عنوان مشورت اخذ نمایند و با اغماض، نظرات او را مورد توجه قرار دهند و تا حدی که زیان‌بار نباشد اجازه دهند فرزند نتایج تصمیمات خود را ارزیابی و درست و غلط آنرا تجربه کند.
حاصل اجرای چنین مدل تربیتی علمی، ساده و جامع که قابل انجام در همه خانواده‌های جامعه می‌باشد، قطعاً افرادی خواهند بود که به بلوغ نسبی و رشد یافتگی روانی رسیده و حتی واجد مهارت تصمیم‌گیری هستند و آمادگی دارند در پیوستار رشدیافتگی از مراحل بالای متوسط، وارد اجتماع و سازمان شوند و در نتیجه با جامعه‌ای بالنده، پویا و پیشرفته مواجه خواهیم بود که افراد آن رشد یافته، بالغ، عمیق، مستقل و جامع‌نگر بوده و دارای مدیریتی با سبکهای بالغ‌گرا و نوین خواهد بود.

منابع:
۱٫ مقاله «کارکنان توانمند و سازمانهای امروز» ـ مترجمین فضل‌ا… ساجدی و اعظم امیدواری ـ ‌ماهنامه تدبیر سال هجدهم / ص ۱۸۱
۲٫ علی رضائیان ـ مبانی سازمان و مدیریت ـ انتشارات سمت ـ چاپ یازدهم ـ بهار ۸۷ ـ ص ۵۷
۳٫ سید مهدی الوانی ـ مدیریت عمومی ـ نشر نی ـ چاپ سی و یکم ـ ۱۳۸۶ ـ ص ۱۴۵
۴٫ اصول کافی ـ ج ۶ ـ ص ۴۷
۵٫ قرآن کریم ـ سوره آل عمران ـ آیه ۱۵۹
۶٫ نهج‌البلاغه فیض ص ۹۹۸ و ۱۱۶۵

اشتراک گذاری پست

درباره ی نویسنده

tst

مهندس احمدی-مشاور برنامه ریزی و سیستم ها-موسسه رزق حلال
این موسسه آمادگی هرگونه همکاری از ایده پردازی تا طراحی و ساخت محصولات صنعتی، شهری، فرهنگی-اجتماعی، سیستمی و … را دارد. بدین منظور می توانید با ما تماس حاصل فرمائید.
تلفن:09331188467 ایمیل: halaltec@live.com

دیدگاه

دیدگاهی ثبت نشده.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.